نور الدين جعفر بدخشى
پيشگفتار 7
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
نوشته است . ولى به رغم ادعاى نويسندگان فوق الذكر اگر كتاب را به دقت مطالعه كنيم در آن هيچ نكتهاى كه دلالت كند بر اينكه شاه همدان نگارندهء آن است ، نمىيابيم بلكه خلاف آن به صراحت هويدا مىشود كه سيّد على همدانى نويسندهء كتاب نيست بلكه مؤلف آن شخصى ديگر است . اقتباسهاى زير از موارد مختلفى از خلاصة المناقب شاهد قول ماست : ( الف ) : . . . شاهباز با پرواز آشيان عمى ، شاهسوار ميطان غرهء حمى ، شمس سماء قدوسى ، كيمياى وجود اناسى ، مختار خيار حضرت الرّحمن ، الشكور الفخور به جناب الديان ، قرة عين محمّد الرسول ، الفؤاد المرتضى و البتول . . . العارف المعروف به سيّد على همدانى خصّه اللّه اللطيف باللطف الصّمدانى « 1 » . ( ب ) : . . . لاجرم محبت و تعظيم جميع سادات واجب باشد و ليكن انقياد ايشان در امر مجهول الحقيقة واجب نباشد الّا وقتى كه از علماى اتقيا باشند چنان كه امير ما سيّد على همدانى خصّه اللّه اللّطيف باللطف الصمدانى « 2 » . ( ج ) : . . . در يك مورد ديگر مؤلف اسم مرشد خودش يعنى ذكر شاه همدان را چنين آورده است كه . . . بارى اخى حقگوى را قايل غيبى گفته كه در موضع زمستانى علىشاهيان يك مرد خدا دوست مىآيد صحبت وى را بايد غنيمت شمردن . چون اخى حقگوى آنجا رفت ديد كه درويشى با عمامهء سياه نزول كرده است ، او بشناخت كه آن دوست خدا كه قايل غيبى حواله كرده بود اين مرد سياه دستار است كه او را سيّد على همدانى گويند قدّس سرّه « 3 » . اين نوع مطالب در خلاصة المناقب بسيار يافت مىشود كه اين حقيقت را كاملا روشن مىگرداند كه سيّد على همدانى در اين كتاب به عنوان نويسندهء آن جلوه نمىكند بلكه مؤلف آن شخصى ديگر است كه سيّد را در نگارش خود از غايت تعظيم به تكرار و با كلمات احترام « جناب سيادت » و « حضرت سيادت » ياد مىكند و يكى از مريدان وى است كه با كلمات « اين فقير » و « اين حقير » به خودش اشاره مىنمايد . اسم اين نويسنده را دكتر سيّد محمّد عبد اللّه در فهرست مخطوطات فارسى متعلق به كتابخانهء دانشگاه پنجاب لاهور « علايى » آورده است امّا معلوم است كه « علايى » نيز
--> ( 1 ) - خلاصة المناقب ، آ : برگ 3 - الف . ( 2 ) - آ : برگ 9 - الف . ( 3 ) - آ : برگ 61 - ب .